دعای گلپسری تو حرم امام رضا(ع)
سلام به گلپسر عزیزم
عذر خواهی منو به خاطر غیبت طولانی و نزاشتن پست تو وبلاگت پذیرا باش.

حالا امروز بعد یه مدت اومدم تا یکی دیگه از شیرین کاریاتو بنویسم.
پنجشنبه 1 بهمن ماه 94 امام رضا به مشهد دعوتمون کرد.شب که به حرم رفتیم ، همراه بابایی به قسمت آقایون رفتی و هر چی بهت گفتم بیا با من بریم گفتی مگه دخرم(دخترم) بیام اونجا 

وقتی رفتی داخل بابایی میگه بعده زیارت اول یه کتاب برداشتی و شروع کردی به خوندن سوره هایی که بلدی(سوره توحید،کوثر،ناس) ،بعدش هم کتابو خیلی محترمانه بوس کردی و بستی و دستاتو
بردی بالا و با صدای بلند گفتی :
" اللهم بریم کرببلا "
الهی من فدای اون دعا کردنت بشم عزییییییز دلم 
حالا اومدی برا من تعریف میکنی و میگی :مامان گفتم اللهم بریم کرببلا ،هر وقت بزرگ شدم با بابا و مامان و آقاجون و مامانی و مامان جون برم کربلا
موقعی هم که میخواستیم از حرم بریم بیرون،در حال سلام دادن آخر ،دوباره بعده سلام دادنت گفتی " اللهم بریم کرببلا "
همه اونایی که دوروبرت بودن یه آمین از ته دل و یه هزار آفرین و هزار ماشالا هم به شما گلپسر گفتن.
انشاءا... که امام رضا به زودی دعاتو مستجاب کنه و همه با هم به زیارت جدش آقا امام حسین بریم.




دعای گلپسری تو حرم امام رضا(ع) 

